+ نویسنده نازنیـــــــــن در پنج شنبه 23 فروردین 1397 3:02 PM | نظرات(0)
معمولا دشوارترین واژه ها در رابطه با رویدادی است که گمان می کنیم در آن به ما ظلم شده است. منیّت ما مقاومت می کند و نمی خواهد آن جنبه ها را بپذیریم، زیرا در این صورت دیگر نمی توانیم سایرین را برای مشکلات زندگی خود مقصر بدانیم
ما عادَت كرده ايم دائما آدم هاى رفته ى زندگیمان را مرور کنیم
مُدام خاطره هاى مُشترك مرده را برای خودمان زنده کنیم
و از فِلان كافه اى كه ميرفتيم گرفته تا
فلان فَصل سال كه بيشتَر عاشقى كرده ايم ؛
که از همه ى آهنگ هايى كه كنار هم گوش داده ايم
متنفر باشيم !
انديشه ي حقير، انسان را حقير نگه مي دارد! پس بزرگ بينديش تا بزرگ شوي!
روياها، بازتاب ذهنيات ما هستند.پس از تمبر ياد بگير، تا رسيدن به مقصد به نامه مي چسبد!
شما رو نمیدونم،
اما من،
بچه که بودم، وقتی کسی میومد خونه مون که خیلی برام عزیز بود،
دلم نمی خواست بره، دوس داشتم یه مدت طولانی بمونه، به این زودیا نره.
مام خب بچه بودیم،
کاری از دستمون برنمیومد،
اومدم کفش اون مهمون عزیز رو یه جا قایم می کردم که پیداش نکنه؛